محرم ماه خون ...

ایام عزاداری سید و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) تسلیت باد .

شش ماهه ترین مرد سرافرازی كرد
پیوسته به راه عشق جانبازی كرد
نوشید گلوی تشنه اش تیر بلا
آن لحظه كه بر دوش پدر بازی كرد

گل غنچه ای از سلاله حیدر بود
افسوس كه مثل لاله ای پرپر بود
آن ظهر عطشناك چه غوغایی كرد
آن مرد كه نام كوچكش اصغر بود

اى که دل ها همه از داغ غمت غمگین است
وى که از خون تو صحراى بلا رنگین است
نرود یاد لب تشنه ات از خاطره ها
هر که را مى نگرم از غم تو غمگین است

هر که مرا به روضه تو راه داده است
تاج محبت تو به فرقم نهاده است
از ابتدای خلقت حق در دو چشم ما
تصویری از عزای محرم فتاده است

محرم هنوز سوژه داغی است. نفس هایش گرم و عطرآگین است.
شانه های درختان باغچه تکان می خورد. گل ها لب به مرثیه می گشایند و
کربلا، بذری است پاشیده در زمین محرم؛ بذری که پوسته اش را شکافته و
محرم، خیابان بزرگی است برای گم شدن. گاهی گم شدن، اتفاق قشنگی است
محرم آغاز می شود. کوچه ها پیراهن سیاهشان را از صندوقچه ها بیرون می آورند.

ماه عاشورا رسیده، خون بود جاری زدیده
زینب مظلومه گیرد بوسه از حلق بریده
سینه سوزان دیده گریان
" واحسینا، واحسینا "