باران و امید...

باران چه زیباست وقتی صورتم را نوازش می کند و پرندگان
زیر شاخه های درختان پناه می گیرند.
نم نم باران را می بینم , خزان را می فهمم و ابرها را درک می کنم.
با گل ها، پروانه و پرندگان دوستی شیرین است.زیر باران قدم
می زنم و آن وقت است که زیبایی را از ابر هدیه می گیرم.
بلبلان زیر باران آواز عشق را می خوانند و باران چه زیباست
در قلب من.
چترها را ببندیم ، به ضیافت قطره های پاک باران برویم و بگذاریم باران
گناهانمان را پاک کند و بشوید.نگاه خسته مان را زیر باران تازه کنیم
چرا که فردا طلوع پاک رویاهاست.
چترهارا ببندیم باران زیباست...!
یک نگاهی به شمعدانی کنار پنجره ات بینداز
ببین چگونه زمانی که برگی
زرد و پژمرده از ساقه جدا می شود،
باز جوانه ی امیدی دیگر سر می زند!
و باز غنچه ای و باز شکوفاییِ گلی...
و باز امید
و باز امید
و باز امید...
